۱۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

بازم بارون :)))

بازم داره بارون میباره :)))))چــــــــقـــــــــدر خوشحالم به خاطر بارون :)))) هق هق هق (اشک شوقه)

خدایـا شکرت...شکـر که 366 روز نود و پنج رو به ما فرصت زندگی کردن دادی...ممنونتم.

امیدوارم سال نود و شش سال خیلی شادی باشه واسه همه و اون جمعه ی وعده داده شده تو سال نود و شش باشه....اللهم عجل لولیک الفرج

براتون عاقبت به خیری رو از خدا میخوام و امیدوارم همیشه بخندید و هیچ وقت نا امید نشید...با آرزوی بهترین ها

سال خوبی رو براتون آرزو می کنم

شاد باشید :)






  • ۵
  • نظرات [ ۷ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۳۰ اسفند ۹۵

    همینجوری دلم خودش نوشت...

    دلم از خودم گرفته....دلم گرفته بابات موهای سفیدی که مابین موهایت جا خوش کرده اند و خیال رفتن که ندارند هیچ....بلکه دارند زاد و ولد می کنند و روز به روز بیشتر و بیشتر می شوند...

    دلم گرفته بابت چروک هایی که شفافیت صورتت را کمرنگ کرده اند....دلم گرفته بابت چروک های دستت...

    دلم گرفته به خاطر آخ گفتن های زیر لبت هنگام بلند شدن و نشستنت از شدت درد زانوانت...

    دلم گرفته به خاطر بیدار ماندنت از درد کمر...

    دلم گرفته به خاطر نرسیدنت به آرزوهایت...

    دلم گرفته به خاطر تمام شب زنده داری هایت و مراقب من بودن هایتو اشکهایت....

    دلم گرفته به خاطر فداکاری ها و از خود گذشتگی هایت....

    دلم می گیرد وقتی به یاد می آورم که چه روزهایی این همه زحمت را فراموش میکنم و چشم میبندم بر خوبی هایت و با تو تندی می کنم و تو با آرامش سعی در آرام کردن من داری....

    دلم می گیرد وقتی به یاد می آورم که چه روزهایی به خاطر من از حقت گذشتی...از تفریحت گذشتی...از لذتت گذشتی...

    امروز عجیب دلم از خودم گرفته...هیچ وقت نمیتونم این همه خوبیت رو جبران کنم نازنینم...منو ببخش مامان مهربونم...شرمندتم عزیز دلم!!!



    +میدونم خیلی متن توپی نیست و نسبت به متنای شما عزیزان شدید ضعیفه...ولی خب این حرفا الآن تو دلم بود و دلم خواست بنویسمشون...همینجوری دلم خودش نوشت ...

  • ۵
  • نظرات [ ۴ ]
    • حوا بانو
    • يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵

    خوشبختی یعنی لمس بودنت...

    مادر ها اگر منطق داشتند مـــــــــــادر نمی شدند...

    نمی شود با منطق انقدر عــــــــــاشــــــــــق بود...


    روز مامان مبارک :))


  • ۴
  • نظرات [ ۵ ]
    • حوا بانو
    • شنبه ۲۸ اسفند ۹۵

    باران که ببارد...

    باران که ببارد

    بهار و تابستان و پاییز و زمستان نمیشناسد...

    با همه ی زیباییش

    وقتی ببارد احساست را درگیر می کند...

    بهار , آرومت می کند

    تابستان , سر شوقت می آورد

    پاییز , عاشقت می کند

    زمستان , دلتنگت می کند

    باران که ببارد...

        دیوانه ات می کند....



    +عــــــــــاشق بارونم شدیــــــــــــد :)

  • ۴
  • نظرات [ ۸ ]
    • حوا بانو
    • جمعه ۲۷ اسفند ۹۵

    داره بارون میاد...

    الآن داره بارون میباره...دلم میخواد برم بیرون و تنهایی تو این هوای دونفره قدم بزنم...عااااااشق خیس شدن زیر بارونم...

    کاش میشد برم بیرون و بستنی بخورم و خیس شم و بعدش مریض بیام خونه...بیفتم رو تخت و صبح از شدت کوفتگی نتونم از جام بلند شم...


    +خودمم فک نمیکردم تهش به مریضی برسه...اولاش خیلی عاشقانه بودا...دیگه نشد که خوب تموم شه :)



  • ۳
  • نظرات [ ۵ ]
    • حوا بانو
    • پنجشنبه ۲۶ اسفند ۹۵

    دلم گرفته...

    این روزای آخر سال عجیبه...استرس دارم برای سال جدید, سال 96...

    چی میشه؟به کجا میرسم تو این سال؟تا آخر سال 96 هستم؟کیا تو این سال وارد زندگیم میشن؟

     سعی میکنم مثبت فک کنم...

    امیدوارم 96 برای همه خوب باشه...

    پر از شادی...پر از خنده...پر از هیجان...پر از لذت...پر از با هم بودن...


    آمین



    پ.ن عکس:همینجوری...دوسش داشتم گذاشتمش تو پست...

  • ۳
  • نظرات [ ۲ ]
    • حوا بانو
    • پنجشنبه ۲۶ اسفند ۹۵

    ندیدم کسی را به آقایی تو...


  • ۳
  • نظرات [ ۳ ]
    • حوا بانو
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵

    آقا بیا...


  • ۴
  • نظرات [ ۲ ]
    • حوا بانو
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵

    نمازِ خونت کم شده...

  • ۴
  • نظرات [ ۰ ]
    • حوا بانو
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵

    خدای من....

  • ۳
  • نظرات [ ۱ ]
    • حوا بانو
    • سه شنبه ۳ اسفند ۹۵
    مهم نیست اکنون زندگی ام چگونه می گذرد! عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور می کنند و باعث لبخندم می شوند!

    #پابلو نرودا

    :)
    پیوندهای روزانه