یا امام رضا...

هر که لب داد به این پنجره رسوا شد و رفت


داغ فولاد تو بر گرد دهان می ماند.....

+آقا دلم تنگه برات...

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۶ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

    جزوه هایم پر شعر است...

    جزوه هایم پر شعر است، نمی دانم کِی ؟

    درس، دست از سر شاعر شدنم بردارد...

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۲ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

    حتی کنکور :)

    حتی سوالاتِ کتـــــابِ تسـت کنکـــــورت


    عاشق که باشی بیت های محشری دارد



    "بهمن صباغ زاده"

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

    دلت را به خدا بسپار...


  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

    انسان جایزالخطا نیست!

    یه چیزی که برای توجیه خطاهامون زیاد میگیم اینه که انسان جایز الخطاست ولی این جمله اشتباهه...

    چون جایز به معنی "شایسته است" هستش و شایسته نیست که انسان خطا کنه....باید به جاش بگیم که انسان ممکن الخطاست...


    باشد که رستگار شویم :)


    +فقط خواستم اطلاع رسانی کنم که اشتباه نگیم.همین.

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱ ]
    • حوا بانو
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶

    آخه چرا؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟

    من متوجه دو دوره از زندگی اغلب نزدیک به همه ی پسرا شدم...(تاکید می کنم نه همه!!!!!استثنا هم داریم :) )

    دوره ی اول : دوره ی من چقدر بامزه ام....

    این دوره معمولا از سنین 12 تا 14 سالگی شروع می شود و معمولا تا سنین 18 تا 20 سالگی ادامه دارد( مشاهده شده که برخی هم تا سنین 25 تا 28 سالگی درگیر این مسئله بودند ) .همانطور که از اسم این دوره مشخص است پسران در این رده ی سنی که اعلام شد احساس بامزگی بیش از حد دارند...در این دوره پسران بعد از هر شوخی اغلب بی مزه و لوس خود به صورت تک تک حضار نگاه میکنند تا ببینند چند نفر به این شوخی می خندند و در صورت استقبال به بی مزگی خود ادامه می دهند...عواملی موجب تشدید این عملکرد می شود که مهم ترین و موثرترین آن : بودن افرادی از دختران فامیل در جمع است (در این حالت پسران بعد از هر مزه ی خود ابتدا به صورت دختران نگاه میکنن تا عکس العمل آنها را ببینند و بعد به صورت خودکار نگاهی منتظر و با شوق وصف ناپذیری به سایر حضار می اندازند)

     

    دوره ی دوم : دوره ی اون منو دوس داره...

    این دوره از سنین 15 تا 17 سالگی آغاز می شود و تا سنین 21 تا 23 سالگی ادامه میابد(امیدواریم که بیشتر ادامه نداشته باشد وگرنه کاری از دست کسی برنمی آید)...در این دوره ی شگفت انگیز و گاهی رعب آور پسران اکثر رفتار های دختران اطراف خود را به علاقه ی آن دختر نسبت به خودشان نسبت می دهند!!!!!

    برای مثال (در این مثال ها فقط یک مورد از پسران را مثال زدیم ولی منظور همان اغلب پسران است)

    اگر دختری به شوخی های پسری لبخند بزند و یا توجهی نسبت به حرفهایش نشان دهد تفکرش این است که :

    دیدی منو دوس داره....فلانی فلان چیز رو گفت نخندید من گفتم لبخند زد!اصن از توجهاش معلومه منو دوس داره!!!!!

     

    اگر دختری با پسر مورد نظر بد رفتاری کند و یا تند جوابش را بدهد در ذهن خود مدام تکرار میکند که :

     اگر با دیگرانش بود میلی             چرا جام مرا بشکست لیلی!!!!!!!   

     

    اگر دختر نسبت به بودن پسر مورد نظر عکس العملی نشان ندهد و نگاهش نکند تصورش از این رفتار این است که :

    منو دوس داره میترسه رفتاراش تابلو باشه و همه بفهمن به خاطر همین منو ندید میگیره!!!!

     

    اگر دختر اصن  تو اون جمع نره و تو جمع نباشه تفکرش این است که :

    منو دوس داره میخواد ناز کنه واسم!!!

    اگه دختره :O تصورشان این است که این منو دوس داره و...

    اگخ دختره :/ تصورشان این است که منو دوس داره...

    اگه دختره :( تصورشان این است که منو دوس داره و ...

    و این ماجرا تا پایان یافتن این دوره ی سنی ادامه دارد...باشد که رستگار شویم. :)))



    +فقط یه شوخی بود....امیدوارم به کسی برنخوره!

    ++تاکید میکنم که گفتم اغلب پسرا نه همشون... :)

    ++در صورت یافتن دوره های دیگر اطلاع رسانی خواهم کرد :)

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۴ ]
    • حوا بانو
    • يكشنبه ۶ فروردين ۹۶

    آرزوی دل تنهایم...


  • ۶ پسندیدم
  • نظرات [ ۶ ]
    • حوا بانو
    • پنجشنبه ۳ فروردين ۹۶

    دل من سخت گرفته...

    دلم گرفته از این طعنه های مردم شهر

    چقدر خسته ام آقــــا...مرا حرم ببرید


    +کاش الآن اونجا بودم...تا حالا قسمتم نشده برم کربلا...کاش یه روزی برم...

    ++حال دلم هیچ خوش نیست...

    +++کاش خــدا برای این روزهایم کاری کند...
  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۶ ]
    • حوا بانو
    • پنجشنبه ۳ فروردين ۹۶

    دعایت می کنم...

    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

    بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

    دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

    به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

    بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

    بخوانی نغمه ای با مهر

    دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

    خورشید مهری رخ بتاباند

    دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

    بیاید راه چشمت را

    سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

    دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

    با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

    دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

    تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

    و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

    مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

    دعایت می کنم، روزی بفهمی

    گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

    دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

    با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

    شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

    بخوانی خالق خود را

    اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

    ببوسی سجده گاه خالق خود را

    دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

    پیدا شوی در او

    دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

    با او بگویی:

    بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

    دعایت می کنم، روزی

    نسیمی خوشه اندیشه ات را

    گرد و خاک غم بروباند

    کلام گرم محبوبی

    تو را عاشق کند بر نور

    دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

    با موج های آبی دریا به رقص آیی

    و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

    بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

    لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

    به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

    دعایت می کنم، روزی بفهمی

    در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

    بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

    برایت آرزو دارم

    که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

    اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

    دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

    بگیرد آن زبانت

    دست و پایت گم شود

    رخساره ات گلگون شود

    آهسته زیر لب بگویی، آمدم

    به هنگام سلام گرم محبوبت

    و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

    ندانی کیستی

    معشوق عاشق؟

    عاشق معشوق؟

    آری، بگویی هیچ کس

    دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

    ببندی کوله بارت را....


    +اینم عیدی من به شما دوستان...امیدوارم لذت ببرید از خوندنش...خودم که خیلی دوسش دارم...

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • حوا بانو
    • چهارشنبه ۲ فروردين ۹۶

    بــــــــایـــــــد خودمو دلداری بدم دیگه :)

    کنکــــــــــور ارزش تــــــلاش کردن را دارد

    امــــــــا ارزش غـــــــصه خــــــوردن را نــــــــــدارد...

     

    کنکـــــور همـــه ی هــدف نیست...فقط یه راهه واسه رسیدن به هـــدف...

     

    +جمله هایی از خــودم برای آرام کردن خــــودم:)))

    ++الآن قشنگ معلومه چقدر فشـــار رومه یا بیشتر توضیح بدم؟!!؟!!؟(هق هق هق(

     

     



  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • حوا بانو
    • چهارشنبه ۲ فروردين ۹۶
    رحمت به مادرم که مرا مجلس تو برد

    این شوق نوکری اثر شیر مــادر است

    ______________________

    لطفی که کرده‌ای تو به من مادرم نکرد

    ای مهربان‌تر از پدر و مادرم حسین(ع)


    التمــــــاس دعـــــــا
    پیوندهای روزانه